دوشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۷

سخنرانی پرفسور خسرو شاکری (زند) دبير پيشين کنفدراسيون جهانی

برگزاری یادمان پنجاهمین سالگشت پایه گذاری کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی – اتحادیه ملی (کنگره ی نخست، پاریس، دسامبر١٩٦١- ژانویه ١٩۶٢) به منظور تجلیل از مبارزات سازمانی است، که در تاریخ ایران، از بسیاری جهات، چون سازمانی بی همتا، نقش مؤثری  در مبارزات مردم ایران  در نیمه ی  دوم سده ی چهاردهم خورشیدی، برای دستیابی به آزادی، دموکراسی، و حاکمیت ملی ایفا کرده است.

زمینه های رشد مبارزات مردم

پس از شهریور ١٣٢٠ و اخراج رضا خان از ایران که امکان فعالیتهای دموکراتیک در جامعه ایران فراهم آمد، همه ی اقشار و طبقات ایران، به مبارزه ی اجتماعی کشیده شدند. در این بستر اجتماعی پس از خفقان و استبداد دوران رضا شاهی بود که دانشجویان در دانشگاه های ایران، توانستند با افکار جدید آشنا شوند و امکان انکشاف فکری بیابند. در این دوران که احزاب سیاسی توانستند در کشور تأسیس شوند، حزب توده ی ایران در میان آن ها از همه بیشر رشد کرد و با  نفوذ روز افزون اش در جنبش کارگری و دانشجوئی نقش گسترده تری در تحولات ایران ایفاء کرد. در این همین دوران بود که مبارزات مردم ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، نخست وزیر ملی و قانونی ایران، برای ملی کردن صنایع نفت و در کل برای کوتاه کردن دست استعمار انگلستان از ایران گسترش یافت و، با در هم شکستن کمر استعمار کهن انگلستان، غرور ملی ایرانیان را افزایش داد. در این دوران جبهه ی ملی ایران نیز تأسیس شد و نقشی اساسی در ملی کردن نفت ایفا کرد. این مبارزات ملی و توده ای در ایران بر همه ی منطقه ی خاور میانه تاثیر بسیار گذاشت. ایران نخستین کشوری بود که در برابر دسیسه های استعماری در خاورمیانه سینه سپر می کرد و قراردادهای استعماری را، که از دوران قاجار و سلطنت پهلوی به ایران تحمیل شده بودند، به دور افکند. از سال ١٣٢٠ تا اوایل دهه ی ١٣٣٠ خورشیدی، ایران به مرکز توجه جهانیان بدل شد و الهام بخش مبارزات آزادیخواهانه مردم ستمدیده ی جهان بود. دسیسه های ضد ملی نظیر کشتار سی ام تیر، که روز قیام ملی نام گرفت، و/یا نمایش های خیابانی اعتراضی مردم در ٢۵ مرداد و سال های پیش از آن، نسلی را پرورش می داد که از احساس غرور ملی سرشار بود و مصمم بود برای استقرار آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی، مبارزه با خرافات قرون وسطائی پیکار کند. دانشجویان ایران نیز هم از این مبارزات الهام می گرفتند و هم سهم قابل توجهی در آن ایفا می کردند. دربار پهلوی در مقابل رشد مبارزات مردم مقاومت می کرد و برای سرکوب و شکست مبارزات ملی کردن صنعت نفت از هیچ دسیسه ای خودداری نمی نمود، و سرانجام نیز قرار داد استعماری کنسرسیوم نفت را مطابق خواست امپریالیست ها امضا  کرد و به اجرا گذاشت. از همین رو، دربار پهلوی همچنان مرکز تمام توطئه های ضد ملی باقی ماند. در رو در رویی با چنین دسیسه های ضد میهنی بود که مبارزه ی دانشجویان ایران برای استقلال، آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی در کشور اوج گرفت.

کودتای ضد ملی ٢٨ مرداد

کودتای ٢٨ مرداد که با همکاری ارتجاع داخلی، خان ها، روحانیون ارتجاعی و فدائیان حزب اللهی آنان، عمال امپریالیست ها و جاسوسانشان در ایران، ارتشیان بازنشسته و برخی دیگر نظامیان، اوباشان، بیکاران لومپن و ولگرد، و همچنین با همکاری سازمان های جاسوسی آمریکا و بریتانیا، با مدیریت کِرِمیت روزولت، ژنرال شوارتسکپف، و وودهاس انگلیسی صورت گرفت، به نقطه ی عطفی در تاریخ رشد و انکشاف مبارزات جامعه ی ایران بدل شد. تاثیرات عمیق این ضربه ی هولناک که از این دخالت بی شرمانه در سرنوشت کشور بر جامعه ی ایران واردآمد تا به امروز باقی مانده اند. مبارزه ای که دشمنان مردم ایران هنوز همچنان علیه دکتر محمد مصدق همچون نماد استقلال و آزادی انجام می دهند ادامه ی توجیه خیانت آنان به آرمان های مردم ایران است. رد یا تائید این کودتای ضد ملی، ، از آن تاریخ تا به امروز، به ملاکی برای سنجش ماهیت ملی و یا ضد ملی مدعیان سیاسی بدل شده است. این کودتا صف میان دوستان و دشمنان مردم ایران را روشن ساخته است.

سنت مبارزاتی جنبش دانشجویی ایران

جنبش دانشجوئی ایران هرگز با این سیاستهای ضد ملی دربار موافق نبود و در مقابل آن به اعتراض برخاست. پس از کودتای خائنانه ٢٨ مرداد ١٣٣٢، که به سرنگونی دولت دکتر مصدق و ممنوعیت احزاب و سازمان های سیاسی انجامید، و دستآورد ملی کردن صنعت نفت را برباد داد، دانشجویان ایران حاضر نشدند به این خیانت ضد ملی به مردم ایران تن در دهند و همواره صدای اعتراض خویش را در فرصت های مناسب بر ضد دربار پهلوی و رژیم سرکوبگر محمد رضا شاه بلند می کردند. در روز ١٨ آذر سال ١٣٣٢ ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا برای تائید و حمایت از شاه و نیز نظارت بر نتایج عملیات سازمان جاسوسی آمریکا “سیا”  در کودتای ٢٨ مرداد به ایران وارد شد. دو روز قبل یعنی در روز ١۶ آذر ١٣٣٢ تظاهرات اعتراضی بر ضد ورود نیکسون، این نماینده انحصارات صنعتی-مالی آمریکا و از عوامل موثر کودتای ٢٨ مرداد، در دانشگاه تهران برپا شد. نیروهای ارتشی برای سرکوب اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران و خفه کردن صدای اعتراض آنان، پیش از ورود نیکسون به ایران، به دانشگاه تهران حمله بردند. نیر های نظامی با یورش به کلاس های درس و اشغال دانشگاه سه تن دانشجوی دانشکده فنی، احمد قندچی، مهدی شریعت رضوی، و مصطفی بزرگ نیا را به قتل رساندند، و آمران آن به پاداش این تهاجم ارتقاء درجه نیز یافتند. آن روز، از آن تاریخ به بعد، روز دانشجو اعلام شد و، به خاطر تعلق سازمانی این سه تن به جبهه ملی ایران و حزب توده ایران، سنتی در ایران ایجاد گردید تا هر سال در این روز دانشجویان دستآوردهای مردم ایران برای مبارزه با استبداد و دفاع از آزادی و استقلال ملی را گرامی بدارند. این روز در عین حال روز همبستگی ملی بود، روز اتحاد، مبارزه، پیروزی شد.

جنبش دانشجویی در خارج از کشور

رشد جنبش دانشجوئی در خارج از کشور به سالهای بعد از ٢٨ مرداد باز می گردد. به علت خفقان درون ایران و آزادی های نسبی که در خارج از کشور وجود داشت، مرکز ثقل فعالیت های احزاب سیاسی به خارج از کشور منتقل شد. اعضا و هواداران جبهه ملی ایران، حزب توده ایران، جامعه سوسیالیست های ایران، و سایر احزاب و سازمانهای سیاسی خارج از کشور به ایجاد تشکل های دانشجویی و کار روشنگرانه در میان دیگر دانشجویانی که به طور روز افزون برای تحصیلات عالیه به خارج می آمدند دست زدند. فعالیت های انجمن های دانشجویی در خارج از کشور از همان سال پس از کودتا آغاز شد، و طی چهار سال پس از کودتا و سرکوب و خفقان حاکم بر ایران رشد قابل توجهی یافت. در این مدت، با افزایش تعداد دانشجویان در خارج از کشور، فعالان دانشجویان توانستند با مبارزه ی متحد روزافزون خویش صدمات ناشی از ضربات کودتا را از سر بگذرانند. این دانشجویان نخست در “سازمان دانشجویان ایرانی مقیم آلمان”(سداما) فعالیت می کردند و سپس در سال ١٩۶٠ در نشستی در هایدلبرگ به ایجاد کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا دست زدند، که نخستین حرکت کنفدراسیون محصلین ایرانی و دانشجویان ایرانی، بنام کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا بود. در “بیانیه” ی این کنفدراسیون چنین می خوانیم:

“با توجه به افزایش روز افزون جوانان میهن ما که اکنون در شهرهای مختلف اروپا مشغول تحصیل هستند، با در نظر گرفتن تشکیلات متعدد محلی بصورت اتحادیه ها، انجمن ها، و سازمان های محصلین دیگر، از دیر زمان لزوم نزدیکی و همکاری بیشتری جهت ایجاد یک بینش وسیع برای همگان نمایان بود.

نمایندگان این سازمانهای مختلف:

در آلمان:

  • سازمان صنفی دانشجویان ایرانی مقیم هایدلبرگ
  • سازمان دانشجویان ایرانی مقیم هانور
  • انجمن دانشجویان ایرانی مقیم توبینگن
  • انجمن فارغ التحصیلان وستفالن
  • اتحادیه دانشجویان راین لاند (کلن-بن و اطراف)

در فرانسه:

  • اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه

در انگلستان:

  • فدراسیون محصلین ایرانی در بریتانیا (شامل نمایندگان حاضر)
  • الف – انجمن دانشجویان ایرانی در انگلستان
  • ب – انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه لندن
  • ج – انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه بیرمنگام
  • د – انجمن دانشجویان ایرانی لیدز
  • ه – انجمن دانشجویان ایرانی شرکت ملی نفت ایران

پس از تهیه مقدمات لازم، در تاریخ ١٨- ١۵  آوریل در شهر هایدلبرگ گرد آمدند و با مشاورت و کنکاش های سه روزه در یک محیط دوستانه و الهام بخش، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا را، که می تواند بنوبت خود فصل نوینی در تاریخ روابط و تشکیلات محصلین ایرانی در اروپا بشمار آید، پایه ریزی کردند و مرامنامه ذیل باتفاق آراء بتصویب رسید.”

در دسامبر ١٩۶١- ژانویه ١٩۶٢ در پاریس، با پیوستن سازمان آمریکا و سازمان دانشجویان دانشگاه تهران به کنفدراسیون اروپایی، نخستین کنگره ی کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی-اتحادیه ملی بوجود آمد و به این ترتیب جنبش دانشجویان ایرانی در سراسر جهان در تحت رهبری متمرکز و گسترده ای قرار گرفت.

دکتر مصدق از زندان خود در احمد آباد، در پاسخ به پیام این کنگره به وی، دانشجویان ایرانی را به ادامه ی مبارزه و خدمت به مردم و میهن تشویق کرد.

جنبش دانشجویی در خارج از کشور نهالی بود که بتدریج رشد یافت و به درخت تنومندی در مبارزات مردم ایران بدل شد. از همان بدو تشکل کنفدراسیون جهانی، درک های گوناگونی بر سر ماهیت و وظایف یک سازمان دانشجویی وجود داشت. مبارزه میان نظریاتی که می خواستند کنفدراسیون تنها به صورت یک سازمان صرفا صنفی باقی بماند و نظریاتی که خواستار تکامل این جنبش در تحت تاثیر مبارزات دموکراتیک و انقلابی مردم ایران بودند یکی از مضامین مبارزاتی کنفدراسیون محسوب می شد. این رشد براحتی صورت نگرفت، بلکه با مبارزه ای سخت و گاهی ناملایم همراه بود. در جریان این مبارزه بود که نظریات غیردموکراتیک و راست از کنفدراسیون کناره گرفتند و سازمان به گرایش چپ متمایل گشت.

بدرستی می توان گفت که کنفدراسیون از توده ی دانشجو و فعالان دانشجویی با آگاهی و گرایش های سیاسی تشکیل شده بود. بسیاری از اعضاء و فعالان آن برای سربلندی و آزادی ایران جان باختند.

انگیزه ی واقعی و موتور اصلی حرکت کنفدراسیون در آغاز خواست ها و کوشش های سیاسی دانشجویان متمایل به جریان های سیاسی بود که در بستر توده ی وسیع دانشجویان فعالیت می کردند. مقاومت توده ی وسیع دانشجویان ایرانی در خارج از کشور برای تامین منافع صنفی و سیاسی خود، که مداوماً از سوی سفارت خانه ها، کنسولگری ها، و سرپرستی امور دانشجویان، و رژیم استبدای شاه در ایران مورد تعرض و حمله قرار می گرفت، زمینه ی اعتقاد به سازماندهی مبارزات دانشجویان، برای دستیابی موثرتر به اهدافشان را فراهم می آورد، که تحقق این امر خود به ارتقاء سطح آگاهی دانشجویان منجر می شد و مبارزه ضد استبداد را تشدید می کرد.